Main | November 2007 »

October 29, 2007

جیره هفته دوم

هفته دوم از فردا شروع میشه. یعنی از سه شنبه 30 اکتبر یا 8 آبان تا سه شنبه بعدش که میشه 6 نوامبر یا 15 آبان.
جیره هم از ابتدای خطبه دوم تا آخر خطبه سوم اه که در کل میشه حدود هشت صفحه و یک پاراگراف. من فکر کنم مقدار پنج تا ده صفحه برای هر هفته مناسب باشه. یعنی جیره ای که انتخاب می کنم در این حدود خواهد بود فعلا و تقسیم بندی هم حتی الامکان معنایی و موضوعی اه.

خطبه دوم این طوری شروع میشه :
پس ابتدا کنم به آن که بازنمایم که صفت ِ مرد ِ خردمند ِ عادل چیست تا روا باشد که او را «فاضل» گویند و صفت ِ مردم ِ ستمکار چیست تا ناچار او را «جاهل » گویند و مقرر گردد که هر کس که ...

و این طوری تموم میشه :

و حال پادشاهان این خاندان به خلاف ِ آن است، چه بحمدالله تعالی معالی ِ ایشان چون آفتاب روشن است و ایزد مرا از تمویهی و تلبیسی کردن مستغنی کرده است که آن چه خواهم راند، برهان ِ روشن با خویشتن دارم.

و آغاز خطبه سوم :

چنان دان که مردم را به دل مردم خوانند....

پایان خطبه سوم :

و چون از خطبه و این فصول فارغ شدم، به سوی تاریخ راندن باز رفتم. و توفیق خواهم از ایزد بر تمام کردن ِ آن.

October 28, 2007

کلمه ها و ترکیب های این هفته

اگه فرصت بشه چند تا از واژه های به نظر من جالب هر هفته رو اینجا می نویسم. معنی ها هم همه بالطبع مرجعشون واژه نامه آخر کتابه. اگه شما هم چیزی به نظرتون میرسه بنویسید. اگه اطلاعات اضافی مربوط و یا حتی نامربوط ولی به درد بخور از کتاب های مرجع به چشمتون خورد و دلتون خواست اضافه کنید، دریغ نکنید.
:)

عبارت های این هفته :
مُجتاز = رهگذر
تفرّد = یگانگی
راندن=نوشتن (مثل تاریخ راندن)
ثقه=معتمد
گُربُز= زیرک (من عاشق این کلمه شدم !)
مُحتال= حیله گر
لَعَمری= به جان خودم ( نمی دونم چرا روی ع فتحه گذاشته شده. درستش احیاناً عُمر نیست؟ کسی می دونه؟)
مناقب= فضیلت ها
خامل ذکر= بی نام و نشان
مُنقاد= فرمان بردار
بُقعت= سرزمین
غضاضت= خواری

October 27, 2007

1-جیره این هفته رو خوندین؟ اگه هنوز نخوندین دو روز وقت دارین. به نظر من که مقدار مناسبی بود برای یک هفته. شما چی فکر می کنید؟کم بود؟ زیاد بود؟ مناسب بود؟

2- کسی می دونه حاجب دقیقا یعنی چی؟ منظورم اینه که چه جور شغلی بوده. من اینجا لغت نامه فارسی به فارسی ندارم و باید دست به دامن دوستان ایران نشین و یا هر کسی که داره بشم. برای مدرس صادقی هم ظاهرا شغل بدیهی ای بوده که توضیحش رو ننوشته.

October 24, 2007

اگه نسخه فیاض رو دارین ، طبق هماهنگی ای که با یعضی از دارندگان این نسخه شد، کاشف به عمل اومد که خطبه ها تو این نسخه از صفحه 119 شروع میشه. یعنی بعد از شرح کامل سفر مسعود غزنوی به هرات و نشابور و بلخ . ... . تو ویرایش مدرس صادقی متن فارسی تا حد ممکن از عبارت های عربی و حکایات نامرتبط پالوده شده. برای همین به نظر من خوندنش برای خواننده عادی راحت تره. حالا اگه زنده موندیم و آخر عمری از فرط بیکاری نمی دونستیم چی کار کنیم، یه قرار می ذاریم که یه بار هم متن رو با حاشیه های عربی و اینا بخونیم
:)

October 21, 2007

پس فردا اولین روز شروع هم خوانی اه. بعد از خوندن مقدمه کتاب من نمی دونم چه جوری تونستم جلوی خودم رو بگیرم و متن اصلی رو شروع نکنم. شاید اگه حجم کارهای دیگه نبود جلو جلو می خوندم . ولی از طرفی هیجان با هم خوندن بیشتره. از فردا به مدت یک هفته یعنی تا تاریخ سه شنبه 8 آبان که میشه 30 اکتبر خطبه اول رو می خونیم. فعلا برای شروع از همین حدودصفحه شروع کنیم تا ببینیم اوضاع چه جوری میشه. خطبه اول تو کتاب من حدود چهار صفحه است. برای همین اون هایی که هنوز کتاب به دستشون نرسیده خیلی عقب نمی افتند. ما هم امتحانی می خونیم ببینیم که متن چه طور خودش رو نشون میده.

شروع خطبه اول :
همی گوید ابوالفضل محمد ابن ِ حسین ِ بیهقی :
ابتدا بباید دانست که امیر ِ ماضی شکوفه ی نهالی بود که مُلک از آن نهال شد و در رسید، چون امیر شهید مسعود بر تخت ِ مُلک و جایگاه پدر بنشست. ...

oktober 2007 003.jpg

October 19, 2007

مقدمه! مقدمه!

اگه کتاب رو دارین ولی قصد ندارین مقدمه رو بخونین بهتره روی تصمیمتون تجدید نظر کنید. ما قراره از اول آبان بخش اصلی رو شروع کنیم ولی خوندن مقدمه خیلی به خوندن متن اصلی کمک می کنه. هم به خاطر اطلاعات تاریخی و هم توضیح دادن چند ویژگی مهم نثر بیهقی که کلید فهم خیلی از جمله ها می تونه باشه. مثلا این نکته که فعل کمکی خیلی جاها به قرینه حذف میشه و یا اینکه صفت موصوف جمع، جمع بسته میشه. مثل :
ساقیان ماه رویان به جای ساقیان ماه رو

October 18, 2007

اولین رمان تاریخی ادبیات فارسی

بیهقی به خوبی می دانست که این اثر در محدوده ی تنگ «تاریخ» متعارف نمی گنجد. می گوید:

«در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست_ که احوال را آسان تر گرفته اند و شَمَّتی بیش یاد نکرده اند. اما من چون این کار پیش گرفتم، می خواهم که دادِ این تاریخ به تمامی بدهم و گِردِ زوایا و خَبایا برگردم تا هیچ چیز از اَحوال پوشیده نمانَد...»

این طول و عرضی که او به کارش داد، قالب تنگ تاریخ را شکست و تاریخ او را به قلمروِ «ادبیات»و «رمان» وارد کرد. این بیهقیِ دبیر با همت و پشتکار و حوصله ی فراوانی که به خرج داد و با استعداد فوق العاده ای که در مشاهده و ثبت جزئیات و صحنه آرایی و به تصویر کشیدن وقایع و شخصیت پردازی و گفت و گو نویسی و ایجاد حس تعلیق در مخاطبانش داشت، اولین رمان تاریخ(ی) ادبیات فارسی را نوشت.

از : مقدمه تاریخ بیهقی- نوشته جعفر مدرس صادقی