جیره هفته چهارم
میریم که شروع کنیم( یا داشته باشیم) مقامات محمودی رو.
D:
جیره این هفته :" فساد کارِ آل ِ سامان " - حدود چهار صفحه میشه
از سه شنبه یعنی امروز تا هفته بعد که بشه بیست نوامبر یا بیست و نه آبان
شروع متن :
" و آمدن ِ بُغرا خان، پدر قدرخان، به بخارا و فساد کار آل سامان در ماه ربیع الاول سنه ی اثنتین و ثمانین و ثلاثمائه بود."
پایان متن :
" و این قصه به پایان آمد و از نوادر و عجایب بسیار خالی نیست."
Comments
ما دیگر نمی رسیم ، ما دیگر بدبخت شدیم
man kolli aghab moondam :( naboodam khoone akhe. sa'y mikonam beresoonam khodam ro :)
آن چه یافت می نشود آنم آرزوست!
بعدش حکایت آل تبانیانه.هرچی گشتم پیدا نکردم.الهام خانم التماس دعا به شما داریم:)شاید شما پیدا کردید
یاسمین جان یافتم....
صفحه 246
اما این گشتن ما هم خود حکایتی ست عا. ثواب خواندن تاریخ بیهقی ما نسخه خطیب رهبری ها بیشتره. گفتم که جناب بیهقی بداند.
یاسمین جان یافتم....
صفحه 246
اما این گشتن ما هم خود حکایتی ست عا. ثواب خواندن تاریخ بیهقی ما نسخه خطیب رهبری ها بیشتره. گفتم که جناب بیهقی بداند.
واقعا ممنون الهام جان :*
چه خوبه که شما هم هستید:)
این یکی چون عقب گرد داشت عمرا اگه پیدایش می کردم
:))
آره واقعا استاد بیهقی باید آخر ترم به ماها به خاطر این همه تجسس و تفحص جایزه ی ویژه بده:)
پس از 246 شروع میشه بعد داستان خواب هاست و در254 تموم میشه.
هورا هورا منم بالاخره رسیدم. تازه جیره این هفته رو هم کامل خوندم.
فقط فکر کنم من از نظر کلمهترکیبی خیلی خنگم چون همش دارم زیر کلمات خط میکشم و علاوه بر اونهایی که لطف میکنی اینجا میگذاری، من بازهم غریب واژه دارم. مثلا برای خوابهای اول و دوم:
موضوع = وضع (حذف مالیات)
نماز دیگر = عصر، نماز عصر
ریش = زخمی
بیدولتی = بداقبالی
حظیره = آغل
برای عبارت های دوست داشتنی که نوشتی، منم کلی ذوق کردم. از « نیک نیرو کردم» هم خیلی خوشم اومد.
مریم :
چه خوب که رسیدی. و ممنون برای غریب واژه ها
:)
جالب است كه فساد كار آل سامان پايان كار بوعلي سيمجور بود. اين سبكتگين مثلا قرار است تمكين به حكم امير رضي ساماني كند اما تقريبا همه كاره مملكت است. اين سرزمين صدها سال از افتراق حكومتها ميرنجد. سرزمين كه در هر لحظه آن چند پادشاه حكم ميراند. همين است كه آرزوي بسياري وجود يك حكومت مركزي مقتدر است. نادري پيدا نخواهد شد اميد كاشكي اسكندري پيدا شود.
اول قصه، بيهقي آخر داستان را روشن ميكند آنجا كه عم رضي در هنگام كور شدن با كافور به دست رضي نفرين ميكند. هنر بزرگ آن است كه روزي خواهد بود جزا و مكافات را در آن جهان و داوري عادل كه از اين ستمكاران داد مظلومان بستاند. باز همان عنصر گريز ناپذيري تقدير را در اين قطعه نيز ميتوان ديد. آنجا كه بوعلي پيام صلح سبكتگين را به شور ميگذارد.
و سود نداشت با قضاي آمده- كه چون ادبار آمد همه تدبير خطا شود.
اين نگاه رواقي به تقدير در اسلام پشتوانه اي عظيم دارد به علت اشاعره.