امیری خراسان
"امیری خراسان" رو شروع می کنیم با شکل تازه خانه ی هم خوانی ها که به پیشنهاد و اجرای مهندس طراح دکوراسیون داخلی تو این هفته بدون این که خودمون هم بفهمیم انجام شد و دیوار های سیمانی رو برداشتند و به جاش شیشه گذاشتند. حالا دیگه می شه فهمید که کی چی داره میگه بدون اینکه لازم باشه بریم پشت دیوار. حس هم خوانی رو هم بیشتر القا می کنه. خلاصه که خیلی ممنونم علی جان.
بعد هم این امیری خراسان روی هم رفته سه صفحه بیشتر نیست. اگه از برنامه عقب موندین فرصت خوبیه که خودتون رو برسونید. متن این جوری شروع میشه :
" چنان خواندم در اخبار سامانیان که چون امیر نوح ابن منصور گذشته شد به بخارا، پسرش..."
و اینطور تموم میشه:
" و دولت آل سامان به پایان آمد و امیر محمود نا اندیشیده، به آن زودی، امیر خراسان شد."
راستی ممنون که غریب واژه ها را تکمیل می کنید. خیلی خوبه که مجموعه همه غریب واژه ها رو برای هر متن بنویسیم. من ممکنه بعضی هاشون رو جا بندازم. به دلایل مختلف مثلن ممکنه برای من غریب نباشند، یا اینکه بعضی هاشون سهون جا افتاده باشه و یا میزان غرابتشون اون قدر برام مهم جلوه نکرده. ولی باز هم تاکید می کنم که اگه دیدین که غریب واژه ای جا افتاده لطفا تکمیل کنید. من از این به بعد سعی می کنم گاهی هم عمدن بعضی هاشون رو جا بندازم برای سنجش میزان دقت هم خوان جان ها
D:
Comments
doodtane aziz salam, man age ketab ro gir biyaram mikham az in hafte be shoma bepeyvandam, hanuz emkaanesh hast ya kheili dire?
مریم :
نه دیر نیست هنوز. مقدمه رو بخونید حتما و بعد می تونید از مقامات محمودی شروع کنید. بعد اگه وقت اضافه آوردین قبلی ها رو هم بخونید.
قابلی نداشت :)
خب خیلی دوست دارم بدونم بقیه چطوری بیهقی میخونن. من اینجوری میخونم: چون دوست ندارم مدام خوندن رو قطع کنم، یکسره تا آخر ِ جایی که قرار گذاشتیم رو میخونم. کلماتی که معنیش رو نمیدونم هم با توجه به ترکیب جمله حدس میزنم. البته خیلی جاها رو چندین بار میخونم و یا سرعت خوندن عوض میشه و از این چیزها. و بعد در فرصت بعدی دوباره از اول میخونم و معانی کلماتی که نمیفهمم رو نگاه میکنم. گاهی، خیلی کم، نشانهای یا یادداشتی هم با مداد روی کتاب میگذارم. جاهایی که خیلی خوشم آمده یا باید دوباره بخونم یا نکتهی خاصی داره.
شما چطور؟
سلام
من اينطوري بيهقي مي خونم: اوايل که متن و زبان جناب بيهقي براي من نامانوس بود و وازه هاي غريبه ي زياد مي ديدم براي آشنايي با اون وازه ها اين ور و اون ور زياد سرک مي کشيدم . ولي الآن يه چند صفحه اي ميشه که سعي مي کنم از کليت متن چيزي بفهمم و ديگه زياد غريبي نمي کنم و اکثراً معني کلمات رو حدس مي زنم و به اندازه ي کافي و وافي هم تنبل هستم که صبر کنم تا مريم خانوم و ديگر ان بيهقي خوان وازه هاي غريب رو برام آشنا کنند.
من چون مسیر دانشگاهم طولانیه همیشه توی اتوبوس و قطار بیهقی میخونم. خوش بحالتون که میتونین متن رو بی وقفه بخونین. من هنوز خیلی ضعیفم و معمولا یواش میخونم و تقریبا معنی همه کلمههای غریب رو هم نگاه میکنم. دو تا بوکمارک دارم، یکی برای خود متن و یکی برای واژهنامه...کلی هم با مداد زیر بعضی کلمات خطهای جورواجور میکشم و بالای بعضیهاشون که ذوق کنم (مثل موزه ی بلند ساق) یه قلب کوچولو میکشم!
آخر خط اتوبوس هم کتابمو با دقت میذارم تو یه پلاستیک و بعد هم توی امنترین جای کولهپشتیم. (آدم وقتی سه هفته صبر کرده باشه تا کتابش برسه اینور دنیا، حسابی قدرشو میدونه دیگه:))
من یه دور متن رو سریع می خونم و کلمه های جدید رو پیدا می کنم و معنی ها رو کنار متن می نویسم. بعد دو نفری با حامد می خونیم و هر کس معمولا یکی دو پاراگراف می خونه به نوبت بلند. بعد در دور سوم که دقیق ترین دور هم هست، اونجاهایی که خوشم اومده رو رنگ می کنم با ماژیک. خلاصه گفته باشم بیهقی بره برای خودش اون دنیا نوشابه باز کنه که انقدر کتابش رو تحویل می گیریم
:)
salam, ketabe man taze ba mamanam resid!
noskheye Dr. fayaze. fekr mikonid kheyli dire ke manam biam to dor?
maryam jan, man hesabi gij shodam, dar ketabe man ke noskheye fayaz ast, az safheye 119 khotbeha shoro nemishe va aslan kamelan onvanha va dastanha jore digari aghaz mishe, ki mitone be man bege che jori va az koja shoro konam!
in hame shogh va zoghe residane ketab ro dashtam hala moundam ke che konam!
مریم :
مبارک باشه
:)
ولی راستش من هم نمی تونم کمکی کنم متاسفانه چون نسخه فیاض رو ندارم. فیاض خون ها کجان؟
salam
manam mamoolan ye dor ta akharesh mikhoonam o maani ha ro hads mizanam baadan too dore dovom maani ha ro az akhare ketab negah mikonam.
in dafe ke aghab moonde boodam sahmieye do hafta ro yedafe khoondam.
بيهقي در پايان قطعه اش، دستيابي محمود به حكومت خراسان را بيش از هر چيز به اقبال بلند محمود نسبت داده است آنجا كه ميگويد اين ميوه حتي خلاف انتظار محمود زود بر دامانش افتاد. در اين ميانه نبايد از بازي خليفه عباسي نيز غافل بود. با نشستن قادر بر كرسي خلافت، تلاش براي بي اثر كردن قدرت آل بويه شدت بيشتري ميگيرد. يعني اينكه معادلات جايي ديگر دارد رقم ميخورد. و چه كسي بهتر از محمود را ميتوان به جان ري شهري ها انداخت.
محمود فرشته نجات خلفا بود در هنگامه اي كه خلافت عباسي بين دو نيروي شيعي يكي در شرق آل بويه و ديگري در غرب فاطميون تا سر حد نابودي تهديد ميشد.
اين داستان هميشگي سرزمين ماست. بازي ديگران و دعواهاي داخلي سرنوشت مان را رقم ميزند.
برای همه تان غایب منظور می کنیم.
مرسي مري جان اين طوري خيلي با صفا تر شده! حالا كه همه تعريف مي كنن منم بگم: من معني ها رو كنارش نمي نويسم! تقريبا 4 بار مي خونم و براي هر لغت گاهي 4 بار مي رم ببينم معنيش چي بود! اين طوري تو ذهنم مي مونه ولي وقتي مي نويسم فوري چند روز بعد از يادم ميرن!معمولا بار چهارم يا گاهي هم پنجم! بدون دردسرمثل يك متن امروزي مي تونم بخونم و كيف كنم!و در ضمن بگم عاشق اين عبارتهاي دوست داشتني و غريب واژه هاي اينجا هم هستم!بازم مرسي مريم جان