قصه خیشخانه
و از خواجه عبدالغفار شنودم گفت که از بیداری و حزم و احتیاط ِ این پادشاه ِ محتشم یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان ازپدر شراب می خورد، ...
این شروع متن این هفته است. این طور تموم میشه :
"و چون خیلتاش به غزنین رسید و آن چه رفته بود به تمامی باز گفت و نامه ها نیز بخوانده آمد، امیر محمود گفت: بر این فرزند من دروغ ها بسیار می گویند" و دیگر آن جست و جوی ها فرابرید."
میشه چهار صفحه ی ناقابل.
Comments
دو تا نميته در اين بخش برجسته است اولي نقشي كه جواسيس در نظام سياسي غزنويان داشتند و به نام مشرف خوانده ميشود اينكه پدر فرزند را مي پايد و فرزند نيز پدر را. و اينكه مسعود جاسوسي مهمتر بر محمود گماشته است تا محمود بر مسعود. دومين ان داستان صور قبيحه در نظان سياسي است. ارضائات حكمرانان يا ديدني بود و يا شنيدني كه ديدني هايش همين كشيدن صور الفيه و شلفيه بر ديوار كاخها است و برخي از اين تصاوير را هنوز ميتوان در آثار بجا مانده از حكمرانان مغول در هند مانند اكبرشاه و جهانگيرشاه ديد و شنيدني هايش نيز هزليات كه شعرا ميسرودند و مشهورترينش سوزني سمرقندي و عجيبترينشان سعدي عليه الرحمه خودمان.
سلام
لطفا شماره صفحه را هم بنویسید تا آدم های تازه وارد مثل من بتوانند صفحات را پیدا کنند.
دوم اینکه نميته به چه معناست؟
مریم:
چشم. می نویسم از این به بعد. هر چند که مطمئن نیستم که شماره ی صفحه تو چاپ های مختلف یکسان بوده باشه. من چاپ 1377 رو دارم.