« به گرگان و ری | Main | بازگشتن از سپاهان »

غریب واژه های به گرگان و ری

مواضعت: قرارداد
مشهد: حضور
سروُثاقان: سردسته ی غلامان
فروگیرد: بازداشت کند
نواخت: دلجویی
فرابرید: به پایان رسید
گرمگاه: وسط روز، ظهر
متنکر: ناشناس
غضاضت: خواری
جلد: چالاک
زی: پوشش
نُزل: پیشکش
ساخته: آماده ( ساخته برفتم با پرده دار)
سطوت: شوکت
خشک بماندم: خشکم زد
تثبت: پایداری
زرق: حیله
طلایع: پیروان لشگر
تشبیب: مقدمه

عبارت های دوست داشتنی

-این جواب به مشهد ِ من داد
- و مرد به هنر نام گیرد
- غلامان ِ سرایی
- و پس ِ شراب دادن ِ این فرزند باز نشد
- و هوا سخت گرم ایستاد
- یک گرمگاه، ...
- که امیرمحمود پدر من است و من نتوانم دید که بادی تیز بر وی وزد و مالش های وی مرا خوش است
- گاه از گاه
- و هر آن گاه که آن محدث را سوی گرگان فرستادی، بهانه آوردی که از آنجا تخم سپرغم ها و ترنج و طیبها و دیگر چیزها آورده می آید.
- یافتم امیر را در خرگاه تنها
- چون بر آن واقف گشتم، گفتی تشتی بر سر ِ من ریختند پر از آتش
- و خشک بماندم
- سلطان محمود هشیار و بیدار و گُربُز و بسیاردان است
- به سوگندان گران

Comments

یال برکشند:بزرگ شوند
نیک از جای بشد:به شدت متغیر شد
سر غوغا:سر دسته
سروُِِثاق:وُثاق باشی(سردسته ی غلامان)
خیمه گاه نوبتی:خیمه گاه پادشاه
روی چنین می نماید:صلاح این است
مُحَدِّث:داستان سرا
سپَرغم:ریحان
توقیع:امضا
گُربُز:زیرک
مَعونت:یاری
مُظاهرَت:پشتیبانی
نَبوَتی:جدایی
مُطاوَعَت:فرمانبرداری

Post a comment