غریب واژه های بازگشتن از سپاهان
مُبرِم: به ستوه آورنده
سرای پرده: خیمه گاه پادشاه
ملطّفه: نامه ی محرمانه
عورات: زنان
شحنه: فرمانده ی نظامی
عشوه: فریب
عبارت های دوست داشتنی:
- نامه ی عمه ی امیر مسعود
- هر چند رکاب عالی زودتر حرکت کنند
- که مسافت دور است و قوم غزنین بادی در سر کنند که کار بر ما دراز گردد
- قوم بازگشتند
- که وحشت ما بزرگ است و ما چون به وحشت بازگردیم، دریافت ِ این کار از لونی دگر باشد.
* جشن مهرگان تا دوره ی غزنوی هم جزو اعیاد رسمی بوده. کسی می دونه از چه زمانی از تاریخ اعیاد مردمی خارج می شه؟
Comments
خبایا:خبیئه ها(نهفته ها)
گذشته شد:درگذشت
یله کند:رها کند
مسرع:تیززو
مستعملات:محصولات
یه سوال هم دارم:در "بازگشتن از سپاهان"نامه ای خطاب به امیر مسعود نوشته شده از طرف عمه ی او و افعال جملاتی که در آن امیر مسعود مخاطب بوده به جای آنکه دوم شخص باشند سوم شخص هستند.به نظر شما دلیل این امر چیه؟من خودم چند مورد به ذهنم رسید که یادداشت میکنم:
1-آئین نگارشی مرسوم در آن دوره
2-نویسنده ی نامه می دانسته که افراد دیگری نیز بغیر از مخاطب اصلی نامه، آن راخواهند خواند و یا نامه برای جمعی خوانده خواهد شد!!!؟؟؟
ممکن که هیچ کدام از اینها نبوده ودلیل دیگه ای داشته.خوشحال میشم ذهنیت دیگران بیهقی خوان رو هم بدونم و یا اگر کسی دلیلش رو می دونه واقعیت رو.ممنون.
مریم:
به نظر من یک جور حفظ احترام اه. اگه به ضمیر مخاطب می نوشت حالت دستور دادن پیدا می کرد.
uni ke soali dashte darbareye name "thani" bude.