غریب واژه های "پیش آمدن رکابدار محمودی به دامغان"
اُهبت: ساز و برگ
تفت: به شتاب
مُخف: سبکبار
به نوا: با نوا( توانگر)
بدساختگی: ناسازگاری
صفرا: خشم
محضر: شهادتنامه
برداشت: روانه شد
توقیعی: با امضای پادشاه
اِحماد: ستایش
جامه خانه: محل نگهداری جامه ها
ملطفه: نامه ی محرمانه
فرمان یافت: درگذشت
زلت: لغزش
عبارت های دوست داشتنی:
- و صفرایی عظیم داشت
- و وی رفت و آن قوم که محضط ساختند رفتند و ما را نیز بباید رفت_ که روز عمر به شبانگاه آمده است.
- . مرد به شبه وزیری گشت و سخن امیر همه با وی می بود و باد طاهر و از آن ِ دیگران همه بنشست
- رکابدار پیاده شد و زمین بوسه داد و آن نامه ی بزرگ از بر ِ قبا بیرون کرد و پیش داشت.
- پدر دیگر خواست و خدای عزوجل دیگر.
Comments
خمیس: پنج شنبه
موقف: توقف گاه (دادگاه)
نالان:بیمار
می سگالید: می اندیشید