« فرود آمدن به نشابور | Main | غوغای ری »

غریب واژه های فرود آمدن به نشابور

ثمرت: ثمره
به نوی: به تازگی
فرازآورده: فراهم کرده
علف: توشه لشگر
مُسرع: تیزرو
تکلف: آرایش و تجمل
کرامت: احترام
سیاه دار: حاجب
نقیب: سردسته
تعبیه: آرایش لشگر
جنیبت: اسب یدک
روزگار گرفت: طول کشید
عرض کنند: عرضه دارند(شمارش کنند)
طرق و سُبُل: راه و رسم

عبارت های دوست داشتنی:

- غازی پیش رفت و سه جای زمین بوسه داد. امیر فرمود تا او را کرامت کردند و بازو گرفتند تا فراز آمد و رکاب ِ امیر ببوسید
- و خیل خیل می گذشت و سرهنگان زمین بوسه می دادند و می ایستادند
- و مردمان به این مَلِک تشنه بودند.
- و بسیار غلام ایستاده از کران صفه تا دورجای
- به فضل ایزد
- و این شهر به زیادتِ نظر مخصوص باشد
- و فرمان دادیم تا هم امروز زندان ها را عرض کنند و محبوسان را پای برگشایند، تا راحت ِ آمدن ما به همه ی دلها برسد.

*****

فکر کنم اولین بار باشه که اسمی از حسنک وزیر میاد توی کتاب. درسته؟

Comments

درسته. فکر کنم اولین بار باشه.

آدمها فقط اسامی نیستند کلیدهایی هستند برای کشف رمز
برای این قسمت یک فرد مشهور است که بدون شناختنش داستان مسعود ناتمام میماند و او کسی نیست جز قاضی صاعد جستجویی کنید برای قاضی صاعد یکی اش این لینک است:
http://aftab.ir/glossaries/instance.php?id=429&gid=3
کسی که همزمان هم حسنک را برجای می نشاند و کین از او میگیرد هم شیعه را سرجایش می نشاند هم رهبری نشابور را از دست کرامیان بدر می آورد هم صوفیان و ابوسعید ابوالخیر را فراری میدهد و هم معلم مسعود و محمد و همه کاره نشابور است و هم همه چیز دیگر. او آنقدر مشهور است که اسم قاضی فقط به او اطلاق میشود یعنی هرجا که کلمه قاضی به تنهایی می آید مراد همین قاضی صاعد است.
دومین بازیگر این صحنه فرقه کرامیه است کسانی که نشابور را به صحنه مبارزات مذهبی بدل کردند و باج خواهی های مذهبی شان کار را بر بسیاری سخت کرد و اگر نبود قاضی معلوم نبود سرنوشت نشابور و خراسان به کجا می انجامید.

Post a comment