« February 2008 | Main | April 2008 »

March 15, 2008

سال نو مبارک

بعید می دونم کارهای عقب افتاده ی آخر سال مهلتی برای خوندن جیره ی این دفعه گذاشته باشه. جیره ی این نوبت رو با اجازه تون تمدید می کنیم تا آخر عید. اونایی که خوندن عید خوش بگذره بهشون. اونایی هم که نخوندن لطفن خودشون رو برسونن و عید هم در هر حال خوش بگذره به همه.
D:

March 07, 2008

پیش آمدن رسول خلیفه به نشابور

و هم در این هفته، خبر رسید که رسول قادر باالله نزدیک بیهق رسید و با وی آن کرامت است که خلق یاد ندارند...

متن این هفته این طور شروع می شه و این طور تموم می شه:
مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود.

از صفحه ی 89 تا 93

غریب واژه های غوغای ری

دل انگیز: داوطلب
کار می ساختند: آماده می شدند
فراز می آوردند: فراهم می کردند
زوبین: نیزه ی کوچک دوشاخه
آبداده: تیزکرده
غوغا: آشوبگران
اقتراح: درخواست نابجا
بغی: ستمگری
ساخته: مجهز
مخاذیل: مخذولان
خیاره: برگزیده
نیک اسبه: با اسب خوب
احماد: ستایش

عبارت های ویژه:

- به یک ساعت از ایشان گورستانی توان کرد
- آن مغرور آل بویه و غوغا در جوشیدند و به یکباره غریو کردند و چون آتش از جای درآمدند تا جنگ کنند.
- و افزون از پنجاه و شصت هزار مرد...
- و ایشان را هزیمت کردند، هزیمتی هول.
- سخت شادمانه شد.

*
این شاید خشن ترین جیره ای بود که تا اینجای کتاب خونده بودم. این قدیمی ها چرا انقدر به سر بریدن علاقه داشتند؟؟