فرو گرفتن علی امیر نشان
حاجب بزرگ علی قریب دیگر روز بر نشست و به صحرا آمد.
این متن هفت صفحه ای این هفته با جمله ی بالا شروع می شه و این طور تموم می شه:
اما سپاه سالار غازی نیک احتیاط کرده بود تا کسی را رشته تایی زیان نشد.
از صفحه ی ۱۰۱ تا ۱۰۸
« March 2008 | Main | May 2008 »
حاجب بزرگ علی قریب دیگر روز بر نشست و به صحرا آمد.
این متن هفت صفحه ای این هفته با جمله ی بالا شروع می شه و این طور تموم می شه:
اما سپاه سالار غازی نیک احتیاط کرده بود تا کسی را رشته تایی زیان نشد.
از صفحه ی ۱۰۱ تا ۱۰۸
اکفا: همتایان
توقیع: امضا
نقیب: سردسته
شحنه بودن: فرمانداری نظامی
تاریکی : اندوه
ساختن: آماده شدن
لون: رنگُ . گونه
عبارت های قابل توجه:
- و فوج فوج لشگر می آمد و مضمون نامه معلوم ایشان می گردید و زمین بوسه می دادند و باز می گشتند.
- تدبیر برادر چنان که باید ساخت بسازیم که ما را از وی عزیزتر کس نیست. (!!!!)
- برخواند و لختی تاریکی در وی پدید آمد.
خب واضحه که این هفته باید جواب نامه رو بخونیم. میشه از صفحه ی ۹۸ تا ۱۰۱.
کسی این دور و برا نیست؟آیا من مثل راوی بوف کور دارم برای سایه ی خودم می نویسم؟
D:
امانی: آرزوها
عوایق: سختی ها
اقدار: سرنوشت ها
منحت: بخشش
ملطفه: نامه ی محرمانه
سکون: آرامش
طراز: نوع
قوال: ترانه خوان
تثبط: فروماندگی
به رسم: بر عهده
بوقی: بوق نواز
خلوت کرد: خالی کرد
خالی:تنها
دیوسوار:سوار تندرو
عبارت های قابل توجه:
- ملک روی زمین از فضل وی رسد از این به آن و از آن به این
- همه ی لشگر در سلاح صف کشیده بودند از نزدیک سرای پرده تا دورجای از صحرا
- و شرابداران شراب و انواع میوه و ریاحین می بردند.
- آن چه گفته اند که غمناکان را شراب باید خورد تا تفت دل بنشاندُ بزرگ غلطی است: بلی.در حال بنشاند و کمتر گرداند. اما چون شراب دریافت و بخفتند. خماری منکر آرد که بیدار شوند و دو سه روز بدارد.
- بوقیان شادیاباد
- رنج بسیار کشیدی در هوا و دوستداری ما
- بر اثر.نیکویی هایی ببینی.
- دیوسواران
بسم الله الرحمان الرحیم
زندگانی خداوند عالم، سلطان اعظم، ولی النعم، دراز باد، در بزرگی و دولت و پادشاهی و نصرت و رسیدن به امانی و نهمت در دنیا و آخرت!...
می شه صفحه ی 93 تا 98
که این طور تموم می شه:
و خیلتاشی و مردی از عرب از تازندگان ِ دیوسواران نامزد شدند و نماز خفتن را سوی تگین آباد رفتند.
* راستی این رو هم که بگم که درست همین دیشب که من خواستم این دو تا مطلب رو بنویسم موویبل تایپمون دچار مشکل شد . بیرون داره توفان میاد و من از چهار و نیم صبح بیدار شدم و در حال نوشیدن چای، بیهقی این دفعه رو نوشتم. نمی دونم چرا لذت خوندن این متون قدیمی شب و مخصوصا دم سحر بیشتره. حداقل برای من این طوره.
بسیجیدند: تدارک دیدند
خوازه: تاق نصرت
تکلف: آرایش و تجمل
قبه: گنبد
مرتبه داران: ماموران تشریفات
پذیره: استقبال
جنیبت: اسب یدک
کوکبه: گروه ملازمان
روزگار گرفت: طول کشید
رسولدار: مامور پذیرایی از رسول
نُزُل: پیشکش
راست کنند: سامان دهند
نعوت: لقب ها
شاره: ساری هندی
جُل: پوشش اسب
به رسم: به آیین
تحیت: درود گفتن
دواج: بالا پوش
دبیقی: پارچه حریر محصول دبیق
مصلا: جانماز
ستام: لگام و یراق زین
مرتَفع: گرانبها
خریطه: کیسه
عبارت های قابل توجه:
- چنان که از دروازه های شهر تا بازار، خوازه بر خوازه و قبه بر قبه بود، تا شارستان مسجد آدینه که رسول را جای آنجا ساخته بودند.
- و کوکبه ای دیگر اعیان درگاه و خداوندان قلم
- و روزی بود که مانند آن کس یاد نداشت، و تا میان دو نماز روزگار گرفت
- بوسهل پوشیده نیز کس فرستاده بود و منشور و فرمان ها بخواسته و فرونگریسته و ترجمه های آن راست کرده و باز در خریطه های دیبای سیاه نهاده، بازفرستاده.
- و لوا به دست سواری دادند، در قفای رسول می آورد.
- تا آن گاه که به صف سواران لشگر رسید و اواز دُهل و بوق و نعره ی خلق برآمد.
- پس صندوق ها برگشادند و خلعت ها برآوردند، جامه های دوخته و نادوخته.
- اهل بساط و خوان
- رسول برفت، سلخ شعبان
- و آن چه پس از این گیری از ممالک مشرق و مغرب، تو را باشد و بر تو بدارد.
- و حشمت او در خراسان گسترده شد.
- و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنان که همگان خرّم بازگشتند، مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود.
نکات مبهم:
- من نفهمیدم که جریان ساری اون وسط چی بود. به نظر شما صادقی اشتباه نکرده تو ترجمه ی این کلمه؟
چه سوت و کور شده این جا. از پارسال تا الان تقریبا یک ماهی می شه که تعطیلات نوروزی تاریخ بیهقی داشتیم. امروز آخرین روز تعطیلات خواهد بود و از فردا دوباره مرتب جیره ها رو می خونیم. روز موعدمون هم از این به بعد جمعه خواهد بود که هم تو ایران تعطیل اه و هم یک جورایی آخر هفته ی خارج نشین ها به حساب میاد.