« آخرین روز تعطیلات | Main | جیره ی این هفته: نامه ی حشم تگین آباد به هرات »

غریب واژه های پیش آمدن رسول خلیفه به نشابور

بسیجیدند: تدارک دیدند
خوازه: تاق نصرت
تکلف: آرایش و تجمل
قبه: گنبد
مرتبه داران: ماموران تشریفات
پذیره: استقبال
جنیبت: اسب یدک
کوکبه: گروه ملازمان
روزگار گرفت: طول کشید
رسولدار: مامور پذیرایی از رسول
نُزُل: پیشکش
راست کنند: سامان دهند
نعوت: لقب ها
شاره: ساری هندی
جُل: پوشش اسب
به رسم: به آیین
تحیت: درود گفتن
دواج: بالا پوش
دبیقی: پارچه حریر محصول دبیق
مصلا: جانماز
ستام: لگام و یراق زین
مرتَفع: گرانبها
خریطه: کیسه

عبارت های قابل توجه:
- چنان که از دروازه های شهر تا بازار، خوازه بر خوازه و قبه بر قبه بود، تا شارستان مسجد آدینه که رسول را جای آنجا ساخته بودند.
- و کوکبه ای دیگر اعیان درگاه و خداوندان قلم
- و روزی بود که مانند آن کس یاد نداشت، و تا میان دو نماز روزگار گرفت
- بوسهل پوشیده نیز کس فرستاده بود و منشور و فرمان ها بخواسته و فرونگریسته و ترجمه های آن راست کرده و باز در خریطه های دیبای سیاه نهاده، بازفرستاده.
- و لوا به دست سواری دادند، در قفای رسول می آورد.
- تا آن گاه که به صف سواران لشگر رسید و اواز دُهل و بوق و نعره ی خلق برآمد.
- پس صندوق ها برگشادند و خلعت ها برآوردند، جامه های دوخته و نادوخته.
- اهل بساط و خوان
- رسول برفت، سلخ شعبان
- و آن چه پس از این گیری از ممالک مشرق و مغرب، تو را باشد و بر تو بدارد.
- و حشمت او در خراسان گسترده شد.
- و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنان که همگان خرّم بازگشتند، مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود.

نکات مبهم:
- من نفهمیدم که جریان ساری اون وسط چی بود. به نظر شما صادقی اشتباه نکرده تو ترجمه ی این کلمه؟

Post a comment