غریب واژه های نامه ی حشم تگیناباد به هرات
امانی: آرزوها
عوایق: سختی ها
اقدار: سرنوشت ها
منحت: بخشش
ملطفه: نامه ی محرمانه
سکون: آرامش
طراز: نوع
قوال: ترانه خوان
تثبط: فروماندگی
به رسم: بر عهده
بوقی: بوق نواز
خلوت کرد: خالی کرد
خالی:تنها
دیوسوار:سوار تندرو
عبارت های قابل توجه:
- ملک روی زمین از فضل وی رسد از این به آن و از آن به این
- همه ی لشگر در سلاح صف کشیده بودند از نزدیک سرای پرده تا دورجای از صحرا
- و شرابداران شراب و انواع میوه و ریاحین می بردند.
- آن چه گفته اند که غمناکان را شراب باید خورد تا تفت دل بنشاندُ بزرگ غلطی است: بلی.در حال بنشاند و کمتر گرداند. اما چون شراب دریافت و بخفتند. خماری منکر آرد که بیدار شوند و دو سه روز بدارد.
- بوقیان شادیاباد
- رنج بسیار کشیدی در هوا و دوستداری ما
- بر اثر.نیکویی هایی ببینی.
- دیوسواران
Comments
شارستان : شهرستان
شَکَر : نقل و نبات
تفاریق : لشکر نامنظم (چریک)
* با وقتی دیگر باید افگند.
* مدتی برآمد وهر روز کارها بر مرادتر است.
* دوستتر گیرد.
* به هیچ روزگار
* پنجاه پاره جامهی نابریده
شاره : دستار و چادر رنگين؟