« فرو گرفتن علی امیر نشان | Main | شکوهیدن محمودیان »

غریب واژه های فروگرفتن علی امیر نشان

ساقه: دنباله ی سپاه
روی شناس: سرشناس
یله کردند: رها کردند
چاشتگاه: پیش از ظهر
راست شود:‌سامان گیرد
پدرود باش: خداحافظ
دم کنده: شکست خورده
حطام: خرده ریز(مال دنیا)
توسط: میانجیگری
پدرود کرد: خداحافظی کرد
محل: منزلت
دمادم: پی در پی
پگاه: صبح زود
رواق: پیشخانه
بیستگانی: مواجب مقرر
شوربا: آبگوشت(آش نمکدار)
ریح فی القفص: بادی در قفس
رشته تا: یک تار ریسمان

عبارت های قابل توجه:
- و من ساقه باشم
- و در وقت رفتن گرفتند سخت به تعجیل چنان که کس بر کس نایستاد.
- که آنجا قومی اند نا به کار و بی مایه و دم کنده و دولت برگشته.
- تا نگریم چه رود
- و من که بوالفضلم می گویم که چون علی مرد کم رسد.
- پس از آن که روز علی به پایان آمد.
- و از دل خدمت کردند
- و وی هر کسی را لطف می کرد و زهر خنده می زد و به هیچ روزگار من او را با خنده ی فراخ ندیدم. الا همه تبسم که صعب مردی بود چنان که گفتی می داند که چه خواهد بود.
- و امیر بر تخت بود اندر آن رواق که پیوسته است به آن خانه ی بهاری
- عاصی گونه

Comments

به اول: ابتدا
خانگیان: اهل بیت
فرو شده بود: در خود فرو رفته بود
تازه رویی: گشاده رویی
دشمنکام: به کام دشمن
پذیره: استقبال
اندیشه مند: نگران


مریم:
این خانگیان چه کلمه ی بامزه ایه
:)

من خیلی خیلی ترکیب "امیر نشان" رو دوست داشتم.
:D


مریم:
من دقت نکرده بودم به معنی تیتر.
:)

Post a comment