غریب واژه های بقیت احوال امیر بازداشته
ماننده: مانند
خضرا: عمارت مشرف به چمنزار
مجمز: جمازه ران
مهد: تخت روان
عماری:هودج
سوزیان: سود و زیان
شهربند: زندانی
بتافتند: کج کردند
نردبان پایه: پلکان
زال: پیرزن
عبارت های قابل توجه:
- من و ماننده ی من که خدمتکاران امیرمحمد بودیم ماهی ای را مانستیم از آب بیفتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بی نوا گشته
- از دور گردی پدید آمد
- و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران
- و حدیث سوزیان فراموش کرد.
- امیر محمد از مهد به زیر آمد. و بند داشت. با کفش و کلاه ساده و قبای دیباس لعل پوشیده. و ما وی را بدیدیم و ممکن نشد خدمتی با اشارتی کردن. گریستن بر ما افتادو و دو تن سخت قوی بازوی او گرفتند و رفتن گرفت سخت به جهد و چند پایه که بررفتی زمانی نیک بنشستی و بیاسودی.