« نامه به قدر خان | Main | بدگمانی آلتون تاش خوارزم شاه »

غریب واژه های نامه به قدر خان

ممالحت: نان و نمک خوردگی (همسفرگی)
کرانه کنند: به سر می برند
دیرسال ها : سال های سال
مدروس: فراموش شده
ده دلی: پریشانی
اعزاز ها: گرامی داشت ها
هرآیینه: قطعا
وزر: گناه
اقتصار کنیم: بسنده کنیم
اصحاب برید: روسای دیوان برید
شٌَُِّعار: علامت.ُ درفش
عشوه: فریب

عبارت های قابل توجه:
- و مرد آن گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
- تا باد حاسدان یکبارگی نشسته آمد.
- با فراغت دل روزگار را کرانه کنند
- و هر چند می براندیشیدیمی ولایت های بانام بود در پیش ما و اهل جمله ی آن ولایات گردن برافراشته تا نام ما برآن نشیند و به ضبط ما آراسته گردد و مردمان به جمله دستها برداشته تا رعیت ما گردند.
- و بر وی به امیری سلام کردند.
- همپشتی و یکدلی
- و رسولی با وی نامزد کردند با مشتی عشوه و پیغام
- و دلهای لشکری و رعیت بر طاعت و بندگی ما بیارامید و قرار گرفت.
- و ما در این هفته از اینجا حرکت خواهیم کرد همه ی مراد ها حاصل گشته و جهانی در هوا و طاعت ما بیارامیده.

این متن این دفعه خیلی مفرح بود. لحن شاهانه اسباب تفریح اه
و در ضمن شرمنده که یک هفته این بیهقی تاخیر شد
:)

Comments

ذات البین:دوجانبه
نیم رسول:فرستاده گونه(فرستاده مانند)
غضاضت:خواری
وبال:عذاب
مکاشفت:دشمنی آشکار

Post a comment