شغل دیوان رسالت
و استادم بونصر به هرات, چون دلشکسته ای همی بود, چنان که باز نموده ام پیش از این.....
.....
و استادم در چنین ابواب یگانه ی روزگار بود, با انقباض تمام که داشت.
از صفحه ی ۱۳۸ تا ۱۴۲
:)
« July 2008 | Main | September 2008 »
و استادم بونصر به هرات, چون دلشکسته ای همی بود, چنان که باز نموده ام پیش از این.....
.....
و استادم در چنین ابواب یگانه ی روزگار بود, با انقباض تمام که داشت.
از صفحه ی ۱۳۸ تا ۱۴۲
:)
مشرف: خبرچین
می ژکیدند: غرولند می کردند
محسود: مورد حسد
منظور: مورد نظر, پسندیده
دریافته: هوشیار
تلبیس: ریا
تضریب: سخن چینی, بدگویی
عبارت های قابل توجه:
- و این قوم را سخت ناخوش می آمد وی را در آن درجه دیدن- که خرد دیده بودند او را.
- و حاجب غازی بر دل محمودیان کوهی شد هر چه ناخوش تر.
- که محمودیان از حیلت نمی آسودند.
- تا کار به آن جایگاه رسید که یک روز شراب می خورد و همه شب خورده بود, بامدادان, در صفه ی بزرگ, بار داد و حاجبان بر رسم رفته پیش رفتند و اعیان بر اثر ایشان آمدن گرفتند بر ترتیب و می نشستند و می ایستادند و غازی از در در آمد و مسافت دور بود تا صفه...
و شغل درگاهُ, همه بر حاجب غازی می رفت که سپه سالار بود و ولایت بلخ و سمنگان او داشت....
....
او زمین بوسه داد و بازگشت, با کرامتی که کس مانند آن یاد نداشت.
جیره ی این هفته هم دو صفحه است. اینترنت این مملکت البته اگه یاری کنه می شه مرتب سر هفته نوشت.
به هر حال بی نظمی تابستونی اینجا رو ببخشید.
نیم ترگ: خیمه ی کوچک
مصارفات: عوارض
مرافعات: دادخواهی ها
بشکوهیدند: ترسیدند
عبارت های قابل توجه:
- بقاش باد با سلامت
- و گفتی جهان عروسی آراسته را ماند: کارها یکرویه شده و اولیا و حشم و رعایا به طاعت و بندگی این خداوند بیارامیده