« July 2008 | Main | September 2008 »

August 21, 2008

شغل دیوان رسالت

و استادم بونصر به هرات, چون دلشکسته ای همی بود, چنان که باز نموده ام پیش از این.....


.....
و استادم در چنین ابواب یگانه ی روزگار بود, با انقباض تمام که داشت.

از صفحه ی ۱۳۸ تا ۱۴۲
:)

غریب واژه های برکشیدن غازی

مشرف: خبرچین
می ژکیدند: غرولند می کردند
محسود: مورد حسد
منظور: مورد نظر, پسندیده
دریافته: هوشیار
تلبیس: ریا
تضریب: سخن چینی, بدگویی

عبارت های قابل توجه:
- و این قوم را سخت ناخوش می آمد وی را در آن درجه دیدن- که خرد دیده بودند او را.
- و حاجب غازی بر دل محمودیان کوهی شد هر چه ناخوش تر.
- که محمودیان از حیلت نمی آسودند.
- تا کار به آن جایگاه رسید که یک روز شراب می خورد و همه شب خورده بود, بامدادان, در صفه ی بزرگ, بار داد و حاجبان بر رسم رفته پیش رفتند و اعیان بر اثر ایشان آمدن گرفتند بر ترتیب و می نشستند و می ایستادند و غازی از در در آمد و مسافت دور بود تا صفه...

August 02, 2008

برکشیدن غازی

و شغل درگاهُ, همه بر حاجب غازی می رفت که سپه سالار بود و ولایت بلخ و سمنگان او داشت....

....
او زمین بوسه داد و بازگشت, با کرامتی که کس مانند آن یاد نداشت.

جیره ی این هفته هم دو صفحه است. اینترنت این مملکت البته اگه یاری کنه می شه مرتب سر هفته نوشت.
به هر حال بی نظمی تابستونی اینجا رو ببخشید.

غریب واژه های فرود آمدن به بلخ

نیم ترگ: خیمه ی کوچک
مصارفات: عوارض
مرافعات: دادخواهی ها
بشکوهیدند: ترسیدند

عبارت های قابل توجه:
- بقاش باد با سلامت
- و گفتی جهان عروسی آراسته را ماند: کارها یکرویه شده و اولیا و حشم و رعایا به طاعت و بندگی این خداوند بیارامیده