« غریب واژه های برکشیدن غازی | Main | غریب واژه های شغل دیوان رسالت »

شغل دیوان رسالت

و استادم بونصر به هرات, چون دلشکسته ای همی بود, چنان که باز نموده ام پیش از این.....


.....
و استادم در چنین ابواب یگانه ی روزگار بود, با انقباض تمام که داشت.

از صفحه ی ۱۳۸ تا ۱۴۲
:)

Comments

اين متن شاهدي مناسب است بر اين ادعا كه آنچه در دواوين گذشته ميگذشت هماني است كه اكنون در سازمانها و ادارت ما ميگذرد.يكي آمده است كه به بالا وصل است و تلاش ميكند پنبه آدم قبلي را بزند. ديگر آنكه هنوز هم پارتي بازي رواج دارد حاتمي و عبيدالله پارتي دارهاي ديوان رسالتند و در ضمن جاسوس كه بونصر هم شاكي ميشود از مشرف بودن اينها.
آنچه كه بيهقي از بونصر ميسازد به زبان امروزي مردي است كه كاملا حرفه اي عمل ميكند يعني كسي كه كارش را بكمال بلد است و اصولي دارد كه از آن دست نميشويد.
بنظرم اين جمله اگرچه ممكن است چندان از نظر لغوي برجسته نباشد اما شاهكار اخلاق حرفه اي است آنجا كه ميگويد
"دبير خائن بكار نيايد"

من از اين كلام لذت بسيار ميبرم آنجا كه بونصر ميگويد
"سوادي كرده ام. امروز بياض كنند."
تلفيق زيبايي از سياهي (اسود) و سفيدي (ابيض)

بخشي از تاريخ غزنويان را اينجا ببينيد.
http://manvatoo.com/forum/archive/index.php?thread-2998.html

با این سرعت خواندن کتاب ده سالی طول خواهد کشید.

مریم:
حق با شماست.
:(
اینجا از این به بعد سرو سامون می گیره چون من دارم برمی گردم اتریش

12345

Post a comment