« شغل دیوان رسالت | Main | وزارت خواجه احمد حسن »

غریب واژه های شغل دیوان رسالت

نواخت:‌دلجویی
طارم: عمارت وسط باغ
پیاده: مبتدی
محل: منزلت
نیم ترگ: خیمه ی کوچک
نسخت: سیاهه(فهرست)
بار بگسست: زمان بار یافتن به پایان رسید
مشاهره: ماهیانه
عمل: شغل وصول مالیات
به نوی: به تازگی
متردد: دو دل
بز: بزم
متربد: متغیر
فریضه: واجب
شارستان: شهرستان(اندرون حصار شهر)
آزارم آمد: رنج بردم
سواد: پیش نویس
بیاض: پاکنویس
نیک آمد: بسیار خوب
مقرمط: باریک
تازه : گشاده رو
ابواب: امور
انقباض: بدخلقی

عبارت های قابل توجه:
- مردی سخت فاضل و نیکو ادب و نیکو شعر ولیکن در دبیری پیاده
- و دواتی سیمین , سخت بزرگ, پیش طاهر بنهادند, بر یک دورش دیبای سیاه
- و او برنایی خویشتن دار و نیکو خط است و از وی دبیری نیک آید.
- چاکرزاده ی خداوند
- و خانه به کوی سیمگران داشت
- و اقداح بزرگتر روان گشت. و روز به پایان آمد و همگان بپراگندیم.
که استادم در چنین ابواب یگانه ی روزگار بود, با انقباض تمام که داشت.

Comments

دیوان رسالت: اداره ی امور مکاتبات دولتی‎
مظالم: دادخواهی
چاشتگاه: پیش از ظهر (صفحه 138)
نبسه: نواده
مشرف: خبرچین
وافی: لایق
کافی: شایسته
می در رسند: در می رسند
دواوین: دیوان‎ها
سپر بیفگند: تسلیم شد
*
*
*
عاشق کاربرد واژه ی "پیاده" در جمله ی کذا شدم.
:)

Post a comment