غریب واژه های بردار کردن حسنک
لت: کوتک(چوبدستی)
تضریب: سخن چینی
اکفا: همتایان
احتمال نکنند: تحمل نکنند
چخیدن: ستیزیدن
مرکب چوبین: تابوت
محابا: ملاحظه
دراعه: بالاپوش فراخ
شقر: دلخوری
درایستادم: آغاز کردن
ضجرت: ستیزه جویی
مزکی: گواهی دهنده به راستگویی شاهدان دادگاه
فراروی: سرشناس
حبری رنگ: دودی
خلق گونه: نیم فرسوده
بالیده: بلند
مالیده:مرتب
کرا کند: سزاوار است
صفرا بجنبید: در خشم شد
مواجر: مرد تن فروش
مکبه: سرپوش
مکاوحت: جنگیدن
حطام: خرده ریز(مال دنیا)
عبارت های قابل توجه:
- و پوست باز کرده به آن گفتم که تا مرا در باب وی سخن گفته نیاید- که من از خون همه ی جهانیان بی زارم.
- قضا در کمین بود. کار خویش می کرد.
- و موزه ی میکاییلی نو در پای و موی سر بالیده, زیر دستار پوشیده کرده, اندک مایه پیدا می بود.
- وی دست اندر زیر کرد و ازاربند استوار مرد و پایچه های ازار ببست و جبه و پیراهن بکشید و دور انداخت با دستار و برهنه با ازار بایستاد و دستها در هم زده, تنی چون سیم سفید و رویی چون صد هزار نگار. و همه خلق به درد می گریستند.
یک پاراگراف هم این جا بود که توی کتاب درسی سانسور شده بود و اون کلمه ی مواجر رو هم من یادم نمیاد خونده باشیم.