غریب واژه های نامه ی دیگر به قدرخان
مواضعت: قرارداد
پارینه سال: پارسال
حطام: خرده ریز(مال دنیا)
وبال:عذاب
مفالبت:چیرگی
ورع:پرهیزکاری
ضم: بپیوندیم
مشافهه: شرح وظیفه
تیسیر کرد: آسان گردانید
اعتداد: در شمار آوردن
مناصحت: نصیحت گویی
مهادات: هدیه دادن
محروس: حراست شده
توقیر: بزرگداشت
مضرب: سخن چین
غضاضت: خواری
کریم الطرفین: نجیب زاده ی دو جانبه
سماحت: جوانمردی
دینار هریوه: زر مسکوک هرات(زر خالص)
تذکره: فهرست هدایا
نمط: گونه
اضطراب: آشفتگی
هار: رشته مروارید
شار: ساری(چادر نازک و رنگارنگ هندی)
عقد: گردنبند
عبارت های قابل توجه:
- چون کارش قرار گرفت, فرمان یافت و با خاک برابر شد
- قدی و دیداری داشت سخت نیکو و خط قلمش همچون رویش و کم خط در خراسان دیدم به نیکویی خط او.
- دل آن خداوند را بر ما درشت کردند
Comments
بابي خواهم نبشت در عبارت "غريب واژه ها"
استعمال كلمه غريب براي كلماتيكه معني آنها نيازمند لغت نامه است نشان از نسبت دادن صفتي عجيب و غريب به اين كلمات است. اينكه اين كلمات عجيب اند اما اين كلمات عجيب نيستند فقط فراموش شده اند (نميدانم آيا روزي روزگاري سرانجان به ياد آورده خواهند شد. براي گذر از اين انقطاع زباني البته اين كلمات بايد فهم شوند). بنابراين شخصا علاقمندن آنها را كلمات گمشده بنامم و يافتنشان را كشف.