غریبواژه های نشاط شراب به ترمذ و ...
خیلی ممنونم مرضیه خانوم نیلی عزیز که زحمت متن این هفته با شما بود.
اثنتین و عشرین و اربعمئاه : چهارصد و بیست و دو
می باز نایستاد : باز نمی ایستاد
برنشست : سوار شد
کوتوال : دژبان (نگهبان قلعه)
نخچیر : گوشت شکاری
آچار : باز کننده ی اشتها
نان یخه : نان نازک لایه لایه
بازی می کردند : خوش گذرانی می کردند
صافی شدن : تسخیر شدن
زورق : قایق
برات : رسیدی که در قبال دریافت پول یا کالا به آورنده داده می شد
به سویّت : به مساوات
نیم ترگ : خیمه ی کوچک
بازنماید : بیان کند
منزل سیاه گرد کردند : ؟
شحنه : فرمانده نظامی
متظلّمان : دادخواهنده
ممالحت : نان و نمک خوردگی (هم سفرگی)
برداشت : روانه شد
عماری : هودج
دارافزین : تکیه گاه
به آرام : آرام
مقام : اقامت (mogham)
منازع : ستیزه گر
محل : منزلت
عبارت های دوست داشتنی :
و خوران خوران می آمد تا خیمه.
قتلغ (ghotlogh)
"... بازگردید و بیدار و هشیار باشید – که نواخت ما به شما پیوسته خواهد بود"
کارها گرم ساختن گرفتند.
با نشاط شراب و شکار می رفت، میزبان بر میزبان
که تن آسان تر و به آرام تر بود.
و چنین روزگار کس یاد نداشت – که جهان عروسی را مانست .