« بر تخت پدر و جد | Main | باز ستدن مال بیعتی »

غریب‌واژه های بر تخت پدر و جد

با تشکر از مرضیه ی عزیز که زحمت متن این هفته رو کشیدند:

بکشید: حرکت کرد
صاحب برید: رییس دیوان برید
خوازه: تاق نصرت
قبه: گنبد
معمور: آباد
سپست زار: یونجه زار
رباط: تکیه

عبارت های دوست داشتنی:
- سبزی ها و دیگر چیزها که تره را شایست، همه را بر باید کند و همداستان نباید بود که هیچ کس به تماشا آید اینجا.
- اما بیرون خواجه ی بزرگ احمد حسن، وزیرانی نهانی بودند(...)و از بهر طمع خود را،کارها پیوستند که دل پادشاهان، خاصه که جوان باشند و کامران، آن را خواهان گردند.

Comments

بعضی وقتا این مدرس صادقی حرص در می‌آورد با این تصحیحش. مثلا همین عمارت شش‌گاو که در متن اصلی شجکاو است. یاهمین باغ «پیروزی» که هی این فصل‌ها مسعود می‌رود توش در اصل باغ «فیروزی‌»ست. ببین کلمه‌ی فیروزی چه قشنگ تره. یاد فیروزه. فارسی کردن و تصحیح اینجوری هم آنجوری است.

Post a comment