غریب واژه های سیل بزرگ
خیلی ممنون از آقایMH3n عزیز که زحمت متن این هفته رو کشیدند و در ضمن علاوه بر دو بخش همیشگی یک بخش به اسم یادداشت ها هم اضافه کردند.
* بارانک: باران ملایم و ریز، باران مختصر
* ترگونه: نیمهمرطوب
* کاهلوار: باتنبلی، با سستی
* نهفت: نهانگاه
* کشیده: مرتبکرده در یک مسیر
* خرپشته: خیمه
* بهستونهای قوی برداشته: با ستونهای محکم ساخته و بالابرده
* دکان: سکو
* دو رسته دکان: دو دیوارهی کوتاه و سکومانند در دو لبهی پل
* یکطاق: یکدهنه (در تصحیحمدرسصادقی: یکتاق)
* غار: در تصحیحهای دیگر زغار، زغاک: شاخ درخت
* هنر: در اینجا؛ خطر
* در رستهی وی: در راستای آن، در امتداد آن
* مغافصه: ناگهانی
* باروی قلعت: در تصحیحهای دیگر؛ انبوهِ قلعت؛ بنورهی قلعت: پیِ ِ قلعه
* ثقه: معتمد
* برداری و فرونهی: کم و زیاد کنی
* شمارگیر: محاسب، حسابرس
عبارات دوستداشتنی:
* مددِ سیل پیوسته؛ چون لشکرِ ِ آشفته، میدررسید
* و درختِ بسیار از بیخبکنده؛ میآورد.
* بسیار استر سلطانی بسته بودند در میانِ آن درختان، تا آن دیوارهای آسیا و آخورها کشیده و خرپشته زده و ایمن نشسته. و آن هم خطا بود.
* و پیغامبر ما گفتهاست: «نَعوذُ بِالله منالاَخرَسیْن الاَصَمٌیْن» و بدین گونه دو گُنگ و دو کر، آب و آتش را خواستهاست. (این روایت در تصحیح مدرس حذف شده)
* نزدیک نماز پیشین را مددِ سیل بگسست
* در حسابِ هیچ شمارگیر نیامد
* و خدای عزوجل تواند دانست که به گرسنگان چهرسید از نعمت!
یادداشتها:
* این از قصههای تصویری بیهقیست. با دقت سینمایی جای و شکل عناصر را توضیح میدهد.
* این «و این خطا بود»های ابتدای قصه که بهنوعی قضاوتهای نویسنده هستند و مثل فلاشفوروارد آخر روایت را به رخ میکشند. کار جالبیست.
* دو تا روایت فرعی زیبا هم این وسط هست که یکی مربوط به سابقهی احداث پل است و دیگر مربوط به تاریخ نویس که کمی گنگ است. ظاهرا منظور بیهقی این است که فرزندان استاد محمود وراق او را به سرقت تاریخ متهم کردهاند.
* در تصحیح مدرس تمام «بدان»ها و «بدین»ها تبدیل شده اند به «بهآن» و «بهاین» که باعثشده مثلا در این جمله موسیقی متن را حذف شود: «در میان رود غزنین فرود آمده بودند و گاوان بدانجا بداشته»
* حذف روایت پیامبر هم که به نوعی در مسیر متن است -در تصحیح مدرس- بدون توجیه مینماید.
Comments
من عاشق این سیل بزرگ شدم. شاهکار بود متنش. و حیف از اون بدان جا بداشته که تغییر کرده بود.