غریب واژه های سپاه سالاری ری
شکار پره: حلقه محاصره بستن به دور شکار
داهی: زیرک
بپیچد: پیچیده شود
مستظهر: پشتگرم
عدت: ساز و برگ
استام: ستام
محل:منزلت
بیستگانی ها: مواجب مقرر
عقیله: گرفتاری
عبارت های دوست داشتنی:
- ایاز بس به ناز و عزیز آمده است. هر چند عطسه ی پدر ماست٫ از سرای دور نبوده است و گرم و سرد نچشیده است.
- قم و قاشان
- پسر کاکو از بن دندان سر به زیر می دارد
- و امیر فرمود تا خلعتی سخت نیکو و فاخر راست کردند اش را- کمر زر و کلاه دوشاخ و استام زر هزار مثقال- و بیست غلام و صدهزار درم و شش پیل نر و سه ماده و ده تخت جامه ی خاص و کوسها و علامت و هر چه با آن رود راست کردند٫هر چه تمام تر.
- یغمر و بوقه و کوکتاش و قزل
- ارسلان جاذب
Comments
هستند گروهی کیایی "فراخ شلوار". :)