عرضه ی پیلان به کابل و کشیدن سوی بلخ
و امیر بازگشت به کوشک دولت باز آمد و به شراب بنشست...
...
که بسیار نوادر و عجایب است اندر آن٫ دانستنی.
کی می نویسه؟ از ۲۳۵ تا ۲۳۸
« February 2009 | Main | May 2009 »
و امیر بازگشت به کوشک دولت باز آمد و به شراب بنشست...
...
که بسیار نوادر و عجایب است اندر آن٫ دانستنی.
کی می نویسه؟ از ۲۳۵ تا ۲۳۸
و مرضیه خانوم عزیز زحمت این متن رو کشیدند:
برپا می بود: درجه ی ایستادن(؟) داشت
مشاهره: ماهیانه
حوایج کش: کارپرداز لوازم آشپزی
وثاق: اتاق(حجره ی درگاه پادشاه)
زعارت: بدخویی
گربز: زیرکی
حشر: لشکر نامنظم(چریک داوطلب)
قود: جنیبت
جنیبت: اسب یدک
جریده: در اینجا دفتر
پیاده گونه: کم مایه
طرف: طرفه ها(تحفه های نادر)
ستور: چارپا
هزیمت شد: گریخت
سقلاطون: پارچه ی ابریشمی زری دوزی
عمود: گرز
مظالم: مجلس رسیدگی به شکایات
نواله: خوراکی
سنبوسه: قطاب
اغر محجل: سفید و درخشان(میمون و مبارک)
گشاده کند: فتح کند
عبارت های دوست داشتنی:
... و طبعش میل به گربزی داشت.
لاجرم، چنان آمد که بایست.
و نشاطی برپا شد که گفتی در این بقعه غم نماند- که همه هزیمت شد.
و در این تابستان٫ بوالقاسم علی نوکی٫صاحب برید غزنین٫از خواجه بونصر مشکان درخواست تا ..
...
برنشستند و برفتند بر جانب بست.
۲۳۱ تا ۲۳۵
سه صفحه و نیم. کی می نویسه؟