غریب واژه های پیش آمدن رسول خلیفه و ماتم داشتن به گذشتن او
و باز هم ممنون از thani عزیز برای متن این هفته:
کافّه: همه
قاف تا قاف: کران تا کران (سرتاسر)
اَعمار: عُمرها
جَنيبَت: اسبِ يدک
پذيره شدند: به استقبال رفتند
در وقت: همان وقت
بهجمله: همگي
چندگاه: چندي (مدّتي)
ناچيز: نابود
رَسته: راسته (رديف)
گران: سنگين
ده مَعاليق: ده مِعلاق (ده آويز)
عمود: گُرز
کيش: ترکش (تيردان)
شَغا: جعبهي تير (تَرکش)
نيم لِنگ: کماندان
بهزر: زرّين
سپَري: سپَردار (مامور تشريفات)
ولايتدار: والي (اميرِ ولايت)
مرتبهداران: ماموران تشريفات
عَماري: هودَج*
رويه: رديف
رسولدار: مامور پذيرايي از رسول
کاسه پيل: نقاره
چون ماندي: چهگونه به جا نهادي (در چه حال ترک کردي)
خَريطه: لِفافِ نامه
ببسيجيد: تدارک ديد
دَبدَبه: طبل
رامش: نغمهخواني
مِقرَعه: تازيانه
بَردابَرد: دور باش
نثار: پيشکش
طَرايف: طَريفهها (چيزهاي نادر و نو)
دندانمُزد: مزدِ دندان (هديه به مهمان پس از صرفِ غذا)
نزديکِ: نزدِ
منشور: فرمان
خط: سوادِ نوشتن
بردادن: برشمردن
شَمّامه: دستنبو (گوي معطّر)
قَودکَش: جَنيبَت کش
مُنهي: گزارشنويس (جاسوس)
آيت: اعجوبه
* http://loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-c9cd373c44574c87b518a65635fd8ead-fa.html
تکههايي از متن:
کافّهي مردمِ بغداد و قاف تا قافِ جهان نامهها نبشتند
زندگاني خداوند دراز باد در دولت و بزرگي، تا وارثِ اَعمار باشد!
و خالي کردند. و حاجبِ بزرگ و سالارِ غلامان و عارِض و صاحبِ ديوانِ رسالت را بخواندند. و حاضر آمدند. و امير آنچه فرمودني بود در بابِ رسول و نامه و لشکر و مرتبهداران و غلامانِ سرايي، همگان را مثال داد. و بازگشتند.
دوهزار با کلاه دوشاخ و کمرهاي گرانِ دهمَعاليق بودند و با هر غلامي عمودي سيمين و دوهزار با کلاهِ چهارپَر بودند و کيش و کمر و شمشير و شَغا و نيم لِنگ بر ميان بسته و هر غلامي کماني و سه چوبه تير بر دست و همگان با قَباهاي ديباي شوشتري بودند.
و آوازِ بوق و دُهُل و کاسهپيل بخاست، گفتي روزِ قيامت است.
ايزد عَزَّ ذکرُه جاي خليفهي گذشته فردوس کناد
امير به اين ترتيب به مسجدِ جامع آمد، سخت آهسته، چنان که بهجُز مِقرَعه و بَردابَردِ مرتبهداران هيچ آواز ديگر شنوده نيامد.
و هرچه رفته بود، بونصر با امير بگفت و سخت خوشش آمد.
و سالار بَگتُغدي را خط نبود، بونصر از جهتِ وي نبشت.
ده پاره جامه
و امير مسعود در اين باب آيتي بود.
Comments
salam.ghesmate ba'dio shuru nemikonim?m
ایده اولیه این وبلاگ از روزی آمد که تاریخ بیهقی را ورق می زدم و دیدم که در خواندنش می خواهم کسی کنارم باشد. که با هم بخوانیم و خوشی و تلخی اش را با هم قسمت کنیم. با هم بخوانیم و در کنار هم یاد بگیریم. این شد که دور هم جمع شدیم برای خواندن آن چه پیشینیان فارسی زبان برای مان به یادگار گذاشته اند. آن ها که سال هایی بس دور به خط فارسی نوشتند و قلم زدند و تاریخ ساختند
مریم مومنی